امروز داشتم به ادد لیستای مسنجرم نگاه میکردم
به ایدی ها که نگاه میکردم همه اف لاین بودند دلم میسوخت
با هرکدوم چه روزگاری رو گذروندم اشنا شدم با غم ها و شادیاشون اشنا شدم
خیلی چیزا یاد گرفتم خیلی چیزا دیدم وااااای یادش بخیر تابستون 84
شما هم از خاطراتتون اگه دوست دارید برام بگید مشتاقم که بشنوم
ببخشید که چند وقت نبودم دلیلش این بود که کارشناسی بجنورد قبول شدم، ساله دیگه هم کنکور
کارشناسی ارشد اینام که گریه ما رو در آوردند از بس پروژه ول میکنن برامون!این کوتوله هم روی منو
کم کرده خدا وکیلی با این کاراش شما یه نصیحتی بکنین بهش بگین یره ه ه ه این بچه رو اذیت نکن!
ولی من میام بازم با انرژی جدید این تار نگار هیچوقت درش تخته نمیشه ایشالله تابستون.راستی تولدم
۸اسفند یادتون نره؟![]()
....................................
آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت
كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.
سلام خوبین؟امیدوارم که حالتون خوب باشه من که زیاد حالم خوب نی!آخه میدونین چی شده؟نه ؟!دیشب برا عوض کردن قالب اشکم در اومد
نزدیک ده بار قالب عوض کردم ولی میدونین چی شد؟خود به خود قاطی میکرد تمام پیوندها میرفت پایین صفحه، الانم یه خورده مشکل داره زیر قسمت آمار تار نگار رو ببینین..... این سایته که اسمشو نمیدونم،نمیدونم از کجا اومده پریده اون وسط و جا خوش کرده هر کدی رو هم که میریزم تو قالب توتارنگار نمایش داده نمیشه به نظرتون چی کار کنم؟؟؟![]()
مسآله بعدی اینه که موندم هویت این تار نگار رو عوض کنم یا نه!چون تخصص خودم معماریه؛ آخه این تار نگارو برا عزیزی که خیلی دوسش دارم درست کردم و دوست داشتم اونم باهام تو کارا بهم کمک میکرد ولی من دست تنهام
نمیتونم دو تا تار نگارو بزنم که یکیش بشه تخصصی یکی دیگه عاشقانه
میدونین به اسم تار نگار(انتظار سخت) خیلی علاقه دارم منو یاد خاطرات تلخو شیرین زیادی میندازه دلم نمیخواد این تار نگارو ولش کنم یا عوضش کنم فکر میکنم از مطالب عاشقونه بیام بیرون بهتر باشه بیشتر به مباحث جامعمون بپردازم نظر شما چیه؟بابایی رو راهنمایی میکنید؟

مبارک!
نمیدونم چی بگم !خود عکس هزار بار حرف میزنه با آدم فقط اینو میتونم بگم
که به این میگن نمونهْ دختر ایرونی!

درک کن
انتخاب مرا در این بیراهه های شب
درک کن
من را درون جهنمی که ساخته ام
پوست من ملتهب و کرچ است
کافی است تا فقط نسیم بوزد
تا چون کویر وحشت تو
ترک بر دارم
فضای خالی میان انگشتان من
فقط
انگشتان مردد تو را می طلبند
من
صبر خواهم کرد
دستان من
شاید
دستان یک شیطان باشند
اما
تنها برای تو نیستند ای زیبای من
باید برای نیمه های خالی تنهایی فکری کرد
باید دستان پرورد گار را گرفت
با برج ها نشست و بر خاست
فکر ها را طویل کرد

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!
پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!
مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش ” بول بول بول بول” می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی” بچه سوسک مرده” بدهد.
آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!
از این همه لطفتون ممنونم
منو تا اینجا راهنمایی کردین گفته بودید که چرا تو وبلاگ چیزی نمی نویسید؟؟؟
خوب باید اولممنونم که از همه یه معذرت بخوام دومآ کارای زیادی برام پیش اومده وقت سر خاروندنم ندارم![]()
سومآ من این وب رو برا کسی درست کردم برا روز مادر!ایشون انقدر به وبشون ارزش میدندا هفته ای یه
بار سر نمیزنند چه برسه به اینکه چیزی توش بنویسند منم خوب دست تنهام نمیتونم به روز کنم ولی
نظر میدم جواب نظراتو میدم تا جایی که جون داشته باشم جواب محبت هاتونو میدم![]()
خوش به حال اونایی که همدیگرو دوست دارند و بهم میرسند![]()
همتونو دوست دارم ایشالا به هرچی میخواهین برسین ![]()

گيرد كه اين مرد يا زن چهره اي دوست داشتني؛دلنشين ،رورست،و...يا بر
عكس چهره اي خشن ،نامهربان اما در عين حال صبور دارد.
روانشناسان بر اين عقيده اند كه فرم صورت هر شخص مي تواند گوياي نكات بسياري در خصوص شخصيت آن فرد باشد
و عجيب آن كه در بسياري از موارد نيز اين مساله كاملآ درست است.اكنون ببينيد چه شخصيتي داريد

چانه چهار گوش و پيشاني بلند
رو راست و با اراده و دوستدار كار و فعاليت
شما به نحوي ماجراجو هستيد،معمولآ در چنين چنين چهره هايي لب پايني نيز بسيار باريك هست كه اين امر نشانندهً شكاك بودن است
شما به رغم با اراده بودن در بسياري موارد به همه چيز شك ميكنيد،اين همر باعث ميشود تا در بعضي موارد زندگي را سخت بگيريد
و ديرتر به موفقيت دست يابيد با اين حال،رو راستي شما باعث ميشود كه در بسياري موارد اين شكاك بودن نتواند كاري از پيش برده و
موفقيت زندگي شما را مختل سازد
صورت مستطيل شكل با چانه اي ريز
حساس و بسيار زود رنج
مدت زمان خشم شما طولاني و در عوض صبرتان اندك است. معمولآ در چنين چهره هايي لب بالايي باريك است
زندگي زيبا تر از آن است كه شما هميشه بدي ها را ديده و براي خود و زندگي هميشه بدترينها را به تصوير بكشيد
كمي عينك خوش بيني به چشم زدن باعث ميشود تا موقعيت هاي بهتر زندگي را نيز سريعتر ديده و بهتر بتوانيد از آنها بهره برداري كنيد
صورت بيضي شكل و خطوط چهره منظم
آرام،با ملاحت احساساتي
رويا و رويا پردازي رو دوست داشته و به دنبال هماهنگي در اشياي پيرامون خود ميباشيد كه اين خود نشاندهندهً توان بالاي شما در آرام
كردن خود و ديگران است.معمولآ در چنين چهره هايي لب پايني كمي كلفت است كه نشانهً نيكي و مهرباني است شما خوش قلب و هميشه
آمادهً سخاوت و ياري رساندن به ديگران هستيد اما به ياد داشته باشيد از آنجايي كه بسيار راحت به ديگران اعتماد ميكنيد اين خطر هميشه
وجود دارد كه ديگران از اعتماد شما سوء استفاده كنند.
صورت گرد و مدور
شاد،خوش بين و كمي شكمو
به راحتي با ديگران دوست ميشويد و تا اندازه اي به تنبلي و خشم گرايش داريد.دوستي شما با ديگران اگر چه در بسياري از موارد
كوتاه مدت است اما شادي ذاتي شما كه برخي آنرا به واسطهً نوع چهره تان ميدانند باعث شده تا همين مدت كوتاه نيز برايتان به خاطره اي
جالب تبديل شود.معمولآ در چنين چهره هايي لب بالايي كمي كلفت تر است كه اين امر نشاندهندهً آن است كه شما براي لذت هاي زندگي
به ويژه خوراكي ها اهميت بسيار قايليد!با اين كه معروف است افراد چاق،مهربان و صبور هستند اما چهره شما به لحاظ روانشناسي
بيشتر به خشم گرايش دارد.در واقع شما ميخواهيد كه مهربان باشيد اما گاهي چهره تان آن چنان در هم ميشود كه حتي منم ميترسم بهتون نگاه كنم![]()
اما به هر حال اين نكته را فراموش نكنيد كه انسان ها هر چقدر چهره شناس باشند نميتوانند تمامي رمزورازهاي دروني يك فرد را در چهره او بخوانند...
اه ه ه ه ه ه اگه میدونست چقدر دوستش دارم
اگه ميدونست همه كار حاضرم براش انجام بدم
اگه ميخواست يار واقعي باشه باهام باشه باهاش باشم
اگه ميدونست به خاطر خودش نگرانم
اگه ميدونست پسرا چه موجوداتيند...!
اگه ميدونست دوست دارم همه وجودم مال اون باشه
نه مثل بقيه مثل خودمون باشيم اداي كسي رو در نياريم
خودمون باشيمو خداي خودمون
اگه ميخواستيمو ميتونستيم همديگرو باور كنيم چي ميشد؟
خدايـــــــــــــــــــــــــا اين بي انصافيه
چرا نميتونم ببينمش چرا نميتونم وجودشو حس كنم
چرا بين بنده هات فرق ميذاري؟
مگه همه از پوستو گوشتو خون نيستند
گــــــــناه داره!نجاتش بده از اين غم
اي اولين دو بيتي سبز باورم
يادت شكفته در نفس شعر آخرم
هر شب براي ديدن تو؛تا دل خيال
يك كوله بار خاطره بار دوش ميبرم
جاريست ردپاي تو بر كوچه باغ عشق
ديگر بدون تو چگونه از اين كوچه بگذرم
ديدي غرور شرقي شعرم شكست و باز
آوار شد تمام غزل هايش بر سرم
مردم در اين هزارهً بي عشق,خوب من
بگذار تا به عشق تو ايمان بياورم

امشب از آسمان ديدهً تو
روي شعرم ستاره ميبارد
در زمستان دشت كاغذ ها
پنجه هايم جرقه مي كارد
شعر ديوانهً تب آلودم
شرمگين از شيار خواهش ها
پيكرش را دوباره ميسوزد
آتش جاودان آتش ها
آري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست
از سياهي چرا هراسيدن
شب پر از قطره هاي الماس است
آنچه از شب بجاي ميماند
عطر خواب آور گل ياس است
آه بگذار گم شوم در تو
كس نيابد دگر نشانهً من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانهً من
آه بگذار زين دريچهً باز
خفته بر بال گرم روياها
همراه روزها سفر گيرم
بگريزم ز مرز دنياها
داني از زندگي ميخواهم؟
من تو باشم...تو...پاي تا سر تو
زندگي گر هزار باره بود
بار ديگر تو...بار ديگر تو
آن چه در من نهفته درياييست
كي توان نهفتنم باشد؟
با تو زين سهمگين طوفان
كاش ياراي گفتنم باشد
بس كه لبريزم از تو ميخواهم
بروم در ميان صحرا ها
سر بسايم به سنگ كوهستان
تن بكوبم به موج درياها
آري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست

زماني عاشقش بودم، شش سال، هفت سال يا شايد هم هشت سال.
در اين سالها بهترين زمانهاي زندگيم را بخاطرعشقم از دست دادم.
بخاطرش جنگيدم.
ضجر كشيدم.
آزرده شدم.
غمگين شدم.
تكيه گاهي شدم متزلزل.
سعي كردم چيزهايي را در وجودم تغيير دهم.
چيزهايي را در ذهنم ناگفته نگه دارم.
و حال كه دارم زندگي مشترك را تجربه ميكنم خوشحالم كه
به وصالش نرسيدم
چرا كه او صدفي بود خالي از مرواريدي كه برايش حاضر بودم چشمهايم را هم بدهم.
زماني عاشقش بودم، شش سال نه، هفت سال نه، هشت سال هم نه. فقط چهار ماه.
در اين چهار ماه بهترين موقعيهاي استفاده از زندگيم را بدست آوردم،
چهار ماه در رويا زندگي كردم،
چهار ماه عشق را لمس كردم،
چهار ماه لبخند زدم،
چهار ماه تكيه كردم بدون حتي سر سوزني تزلزل،
چهار ماه آرامش را در آغوش كشيدم،
چهار ماه به داشته هايم و آنچه بودم افتخار كردم،
چهار ماه هر آنچه در ذهن و روحم گذشت براحتي زمزمه كردن يك شعر كودكانه به زبان آوردم،
چهار ماه تمام آنچه ميخواستم را به اندازه همه سالهاي قبل از آن بدست آوردم
چهار ماه زندگي كردم، چهار ماه عاشقي كردم، چهار ماه …. چهارماه…. چه آرامشي، چه معنويتي، چه شكوهي، چه عشقي…..
و حال كه دارم زندگي مشترك را تجربه ميكنم غمگينم كه
به وصالش نرسيدمچرا كه او صدفي بود حاوي مرواريدي كه برايش حاضر بودم چشمهايم را هم بدهم
سلام به همگي
همه کسايي که يه جايي يه وقتي يه کسي دلشونو شکست اينو مطمئن باشين همه يه روزي يه جايي بالاخره مي فهمن که اشتباه کردن و راه رفترو بر مي گردن اما خيلي وقتا خيلي دير مي شه.فقط مواظب دلاتون باشيد اگه شکسته مواظب شکسته هاش باشين بدون دل نميشه زندگي کرد!وقتي شب که مياد منتظر صبح نباشين يعني ديگه دل ندارين..يعني ديگه تموم!اما اگه دلي رو شکستين و مي خواين جبران کنين همين همين لحظه قدم اول و بردارين گاهي ثانيه ها مهمن واسه به دست آوردن يه دل گرچه به قول سعيد شهروز واسه جبران شکستن يه دل قد کهکشون پشيموني کمه!!!
از همه دوستاني که نسبت به من لطف دارن ممنون اميدوارم لايق اين همه محبت شما عزيزان باشم
عشق كلامي از نور است ، كه دستي نوراني آن را بر برگي از نور نگاشته است
مفهوم عشق نيز در سرنوشت من
با تو
هميشه با تو
براي تو
تقديم به تو![]()
![]()
![]()


